اعترافات39

ادامه مطلب

در زمان حال هم مقدار زیادی از اقدامات فوق صورت می گیرد ولی بصورت مدرن و اینترنتی و تلفنی که گاه گداری باندهای جنایتکار در این زمینه گرفتار شده اند.تبلیغات آنلاین اینترنتی در سطح جهان مشغول عرضه این متاع هستند و این تجارت ننگین چهارمین کار درآمد زای جهان است.انسان فروشی در صده اخیر هرگز تعطیل و یا حتی تضعیف نشده است.

زمانی که من چهار یا سه سال داشتم اوس هادی با همسرش خانم سلطان زندگی می کردند و عجیب است که همین خانم سلطان لپ های بزرگ مرا می گرفت و می گفت مسسن نظامی که منهم در نهایت نظامی شدم .اما خود خانم سلطان داستان عجیبی داشت که من از زبان مادر و سایر همسایه ها که فکر می کردند من بچه هستم و از این چیزها سر در نمی اورم شنیدم.خانم سلطان عقیم بود و بچه دار نمی شد ولی علاقه مفرطی به بچه داشت .او در سفری که به مشهد می رود یک پسر بچه را می دزدد. و او را بزرگ کرده.آن پسر بچه اگر زنده باشد حدود 74 و یا 75 سال سن دارد.من بدینوسیله از کسانی که در آن زمان بچه اشان را در مشهد گم کرده اند و یا سایر بازماندگان و مطلعین در خواست دارم از همین طریق با من تماس بگیرند .البته خود من بیش از پنجاه سال است که او را ندیده ام اما همین اخیرا از زنده بودن و وضع مالی خوب او و خانواده موفقش اطلاع حاصل کردم. حالا از افراد سالمند فامیل ها لطفا سئوال بفرمائید شاید بشود فرزندی را پس از این مدت طولانی به دامن خانواده و فامیلش باز گرداند..

امتحانات نهائی ششم ابتدائی را با موفقیت پشت سر گذاشتم و در تابستان به منزل خواهرم در تهران رفتم-در آن موقع هیچ سرگرمی و مشغولیاتی نداشتم که یک کتاب بدون جلد پیدا کردم.شروع به مطالعه و علاقه من بطور کلی از همین کتاب شروع شد.کتاب معروف امیرارسلان نامدار بود که خواندم. و بعد از مراجعت به قم چندین کتاب شبیه امیر ارسلان از قبیل مختارنامه و جمشید شاه و...را خواندم و متوجه شدم که خیلی مثل همدیگر هستند و بعد از آن شروع به مطالعه کتابهای پلیسی در خانه و زندگی پیامبران و امامان در کتابخانه ها کردم...

ادامه دارد

اعترافات 38

ادامه مطلب

و سرشکسته و مغبون به راه خود می رفتند و در شهر خودشان شایعه می کردند که جنازه دختر را در تهران دیده اند و او مرده است. بسیاری از مامان های شهر نو دست خیر هم داشتند و نذری و...فلان هم می دادند و برخی در سطح تهران و شهرستان ها دارای معروفیتی بودند. و افراد به اصطلاح آبرومند و ثروتمند شهرستان ها و حتی تهران که هوس سرو گوش جنباندن می کردند. با یک تلفن به این مامان ها و پرداخت قیمت شب خواب یک و یا چند جنده را، در بزم های خود می بردند.این ثروتمندان پیش مامان ها اعتبار داشتند. وگرنه هیچ مامانی اجازه نمی داد. که یک جنده محله را ترک کند.فیلم مشهور سوته دلان تقریبا این سفارشات پول داران را نشان می دهد این فیلم با شرکت بهروز وثوقی و شهره آغداشلو بروی پرده رفت .از مامان های مشهور آن زمان اشرف چار چشم و پری بلنده بودند که بسیار مدیر و معروف و دارای روابط اجتماعی و حکومتی زیادی هم بودند که اعدام شدند.این دو نفر دارای سازماندهی قوی بودند در حدی که کارگزاران ایشان در سطح راهنمائی و دبیرستان دختران را شناسائی و مقدمات فرار و یا فریب آن ها را فراهم می کردند .تمام جنده های معمولی که در خانه های عمومی کار می کردند دارای کارت بهداشت سلامت بودند و کارت ها روی دیوار نصب بود.برای دریافت این کارت ها بهداری شعبه محله وجود داشت و البته مانند کلانتری تحت نفوذ مامان ها بود و زد و بندهای زیادی هم داشتند.

مطالب فوق نتیجه مطالعه و دیدن و شنیدن و صحبت با چند خانم و دقت در اعمال و رفتار مامان ها و صحبت با چند آدم با تجربه هست.ولی شخصا هرگز با این جنده ها عشقبازی نکردم.ژتون می خریدم و در اطاق با ایشان سئوال و جواب می کردم در چند مورد اشک آن ها در آمد و گفتند آقا کارت و بکن وبرو چه کار به ما داری و گریه کنان اطاق را ترک می کردند.در مجلات آن زمان یک برنامه بود بنام بر سر دوراهی که بعضی از مطالب را از نوشته های آدم های در گیر موارد گوناگون برداشت کردم. بهر حال در آن زمان این موارد موضوع پنهانی نبود و جلوه های مختلف رویدادها در مجالس مطرح می شد و فیلم فارسی ها هم که معمولا حول محور رفتار و کردار همین قشر تهیه

می شدند و حقایقی را در قالب فیلم نمایش می دادند که از مشهور ترین فیلم ها در این مورد فیلم –دشنه---با بازی بهروز وثوقی و فروزان بود..شاید اگر اغراق نکنم از هر ده فیلم شش فیلم به این گونه مسائل می پرداخت. مستقیم و در کنار و در حاشیه و خلاصه بنوعی این موارد در فیلم ها گنجانده می شد. یکی دیگر از فیلم هایی که حول محور مامان است در بابا غلام بندرعباس و سایر مراتب بطور مستقیم پرداخته بود فیلم---مو قرمز----با شرکت ایرج قادری و ایرن بود که توانسته بود تا عمق فاجعه را نشان بدهد.

ادامه دارد