به مناسبت سال نو

بشتابید =

بخواهید =

تصمیم بگیرید

همراه زمین و هم زمان با شکوفه ها بدرخشید

حتی تا فرصت دارید زودتراز شکوفه ها و گل ها بشکوفید

نور شما همراه وجودم و عطر یادهای زیبا درقلبم می پاید

در این سال جدید-

ببوئید-

بشکفید-

دوست بدارید.

محترم باشید

و در تمام هستی بدرخشید.

اعترافات24

ادامه مطلب

من که شخصا جرات نداشتم با لباس نو برای اولین مرتبه تنها خارج از خانه بروم.

حالا این رسم سایر محلات و یا سایر شهر ها بوده یا خیر نمی دانم

توسط یکی از دوستان که یکی دو سالی از ما بزرگتر بود یک تیم فوتبال درست

کردیم بنام ==تیم صالح==تمرین ونرمش و....که به عقلمان نمی رسید.هر جمعه

صبح یک جا جمع می شدیم و می رفتیم تا با تیم های دیگری مسابقه بدهیم.این را

هم عرض کنم دیوارهای چندین محله را با این جمله پر کرده بودیم که تیم صالح آماده

مسابقه هست.اما جالب این جا بود که با هر تیمی که بازی کردیم چه بردیم و چه

باختیم آخرهای بازی کار به زدو خورد کتک کاری رسید و ما بعد از چند مسابقه

دیگر عضویت در تیم و بازی در سایر محلات و حتی محله خودمان را نیز کنار

گذاشتیم.نام یک تیم فوتبال دیگری هم در محله ما رواج پیدا کرد بنام==تیم لک لک

==که وجود خارجی نداشت و فقط نامی از ان بر در و دیوار نقش بسته بود.

در محله ما آخوندهای زیادی چه بصورت مالک و چه بصورت مستاجر زندگی

می کردند و دیدن آخوندهای زیاد در رفت و آمدهای ما یک امر عادی بود و کسی

هم چندان توجه و احترام خاصی برای این افراد قائل نبود آنها هم مانند سایرین

مشغول زندگی بودند و در میدان تره بار و بازار و بقیه جاها مثل سایرین مایحتاج

خود را تهیه می کردند و به خانه خود می بردند.و معمولا کسی در محله از موقعیت

و جایگاه اینها در مدرسه و مدارج علمی اشان خبر نداشت عموی خود من از اساتید

حوزه بود ولی پدرم و سایر همسایگان امتیاز خاص و ویژه ایی برایش قائل نبودند.

منزل عموی من با یک دیوار فاصله همسایه ما بود و فرد عیالواری بود که علاوه بر

تدریس طلبه ها در مجالس خانگی هم مسئله گو بود—مسئله گوئی از مشاغل خاص

آخوندها بود که هر کدام بنا به علم و بینش خود مقلد یک آیت الله عظمی بودند و

مسائل درج شده در توضیح المسائل آن مرجع را برای خانم های خانه دار بازگو و

تبیین ....

ادامه دارد