اعترافات 37

ادامه مطلب

. ولی با از دست رفتن طراوت دخترانه، آن اشخاص این بدبختها را به شهر نو می فروختند. تا جنده های شهرنو تازه به تازه و نو به نو تامین شود.یک مورد جالب هم وجود داشت که ممکن بود سالی یکی یا دو مورد پیش می امد و آن این بودکه خود زن بدلیل بیماری جنسی و شهوت تمام نشدنی شخصا داوطلب می شد تا در هر روز مردان زیادی به روی او بروند.بعضی از زوج ها ناسازگار هستند و با هم نمی سازند.این شرایط معمولا به طلاق منجر می شود.حالا تصور کنید که یک زن بدون خانواده و پشتیبان باشد و اتفاقا سر راهش یکی از دلال های شهر نو قرار بگیرد.این گونه زنان نیز سر از محله در می اوردند و البته بعضی ها هم بدون طلاق از خانه شوهر فرار می کردند. و شب اول ولگردی یا مدت کمی بعد از ولگردی و جنده خانگی بودن در دام شکارچیان قلعه می افتادند.در سال های قبل از 1340 فامیل و برادر و شوهر زنان فراری برای پیدا کردن زن وابسته به خود اول از شهر نوی تهران شروع به جستجو می کردند. و بعد به سایر شهرستان ها می رفتند. و چه دعواها و بلواهایی بعد از شناسائی همسر و یا خواهرشان بر پا می کردند .معمولا در این گونه موارد پای شهربانی و پاسبان ووو به میان می امد.حالا کمی به وضعیت کلانتری محله توجه بفرمائید.قلدر ترین افسران و پاسبان های شهربانی ها ماموران جنده خانه ها بودند .کمترین امتیاز این ماموران عشقبازی های مفتی با جنده های مورد علاقه اشان بود.مامان ها به فراخور توان خود باج کلانتری ها را می دادند و بعضی از شب ها با دعوت از رئیس و معاون کلانتری یک بزم جالب برایشان تهیه

می دیدند و گاهی هم روسا و یا معاونان کلانتری تلفنی سفارش جنده برای بزم های خود که در باغ ها و یا منازل شخصی بود می دادند.در هر حال ماموران برای این که در محله خدمت کنند سر و دست می شکستند.ماموران مشروب خور و تریاکی هم در محله برو وبیائی داشتند و همه چیز برایشان ردیف بود.این بود که مردان بیچاره ایی که خواهر و یا همسر خود را پیدا می کردند و مشغول دعوا می شدند با دخالت کلانتری محله دستگیر شده و قبل از هر سئوال و جوابی یک کتک سیر می خوردند و یک و یا دوشب در بازداشت می ماندند و بعدش با انواع کلک ها مقصر شده و هرگز نمی توانستند واقعیت موجود را ثابت کنند و در این فرصت هم همسر و یا خواهرشان به یک خانه دیگر رفته و یا موقتا محله را ترک کرده و در جواب بستگانش بهشان گفته می شد او از ترس شما فرار کرد و ما دیگه از او خبری نداریم و مردان بدبخت که طعم کتک و شکایت و...را چشیده بودند دنباله کار را رها می کردند و ....

ادامه دارد

سومین کتاب

آپلود عکس

اعترافات 36

ادامه مطلب

یک قسمت کوچک و نادر از سرنوشت این نگون بختان را نشان می داد که بعدا فیلمی شد با شرکت ناصر ملک مطیعی و فروزان.

در سطح محله لاتها و چاقو کش های زیادی حضور داشتند که تماما با جنده ها در ارتباط و البته معمولا دست نشانده خانم رئیس ها هم بودند .مثلا اگر یک مشتری جوان. در یک خانه بلوا به پا می کرد. مامان فورا پیشکار خودش را صدا می کرد. و می گفت تو برو فلانی را خبر کن. و در سریع ترین زمان لاته، با یکی دوتا لات دیگه می امدند. و طرف را سخت گوش مالی می دادند.حالا نوبت شناسائی مامان ها شد—جنده هایی که دارای مدیریت بودند و توانسته بودند. با کلی آدم از قبیل لاتهای محله. و پاسبانها و سایر مقامات شهری کنار بیایند. و البته پول و پله ایی هم داشتند. در میان سالی یک خانه اجاره می کردند.چون خانه های آن جا طوری در بورس بود. که فروخته نمی شد.البته شاید صاحبان خانه ها که احتمالا افراد پولدار سرشناس و یا بازاری بودند.

هر گز آن خانه ها را ندیده بودند. و برایشان مهم نبود. که چه اعمالی در آن خانه ها، انجام می گیرد. آن ها به در آمد اجاره بها، فکر می کردند. و توسط دلال های خود. سر موقع آن را دریافت می کردند—خلاصه خانم مدیر یک خانه را اجاره می کرد. و با چند کس کش، صحبت کرده تا آن ها برایش جنده جور کنند .معمولا کس کش ها، از سایر شهرستان ها جنده، می اوردند. و تحویل مامان می دادند. و او با تنظیم قرار دادهای محکم. و دریافت سفته اجازه می داد. آن ها در آن خانه کار کنند. و کمیسیون، خرج خوراک. و آب و برق و دستمال کاغذی و مشروب خود را پرداخت کنند.البته باندهایی از جوانان در سطح کشور وجود داشتند. که زنان جوان و دختران را فریب می دادند. و زمانی که با ایشان از شهرشان فرار می کردند. آن جوان دختر را به اشخاص این کاره می فروخت. و آن ها هم به اجبار و یا بدلخواه. شب اول دختر را به یک پولدار فروخته و تا مدتی که طراوت دخترانه داشت بصورت جنده تلفنی و خاص کار می کرد. ولی با از دست رفتن طراوت دخترانه، آن اشخاص این بدبخت ها را به شهر نو می فروختند. تا جنده های شهرنو تازه به...

ادامه دارد