اعترافات7
ادامه مطلب
بعد از نابودی دکه مشروب فروشی. فروش و توزیع مشروبات توسط افراد گنده لات ودر خانه اشان انجام می گرفت که خود من بارها برای برادرم و اواخر خودم از شخصی بنام اسماعیل سر قیچی عرق تهیه می کردم.اسماعیل سرقیچی لاتی بزرگ و سرشناس ولی باز نشسته بود و تهیه مشروب از او بدون شناسائی کامل خریدار ممکن نبود. و در سایر محلات دیگر هم فروشندگانی مثل او وجود داشتندولی فعالیت علنی برای فروش مشروب بعد از حمله حاج انصاری ریشه کن شد.در اینجا برای ماندگاری نامها و شناسائی مردم آن زمان نام چند لات معروف که در حد سایر شخصیتها در قم معروفیت داشتند را می اورم---عطا کل عابدین یکی از گنده لاتهای بسیار معروف بود که تقریبا تمام قمی های آن زمان با نامش آشنا هستند.در این سمت رودخانه یعنی قسمت جدید شهر قم که بعد از جنگ جهانی تکمیل شده بود تقی بادی و احمد مرادی از لاتهای معروف بودند و لات معروف دبیرستان ششم بهمن هم بنام--- شمی-- (گرگ) گائینی بود
حالا یا شایعه بود و یا حقیقت داشت در قم سوسیس و کالباس به فروش نمی رسید و عقیده بر این بود که گوشت خوک و حرام است به همین دلیل تا بعد از 57 هیچ ساندویچ فروشی در قم وجود نداشت.حالا ما در سفرهای خودمان به تهران و یا جاهای دیگر مثل بسیاری از قمی ها ،حتما یک ساندویج کالباس می خوردیم. و واقعا هم نمی دانم. آن کالباس گوشت چی بوده. ولی در مجامع قمی و بین دوستان و فامیل ناگزیر به حرمت سوسیس و کالباس معترف بودیم. و نمی گفتیم که ما کالباس خورده ایم.در آن زمان چند چرخ طاعافی وجود داشت که غذایی شبیه ساندویچ عرضه می کردند. و معمولا سیب زمینی های کوچک و آب پز همراه با لواش و ترشی که بسیار هم خوش خوراک بود. عرضه میشد.
یکی دیگر از فعالیتهائی که در قم تا آخر هم مشروعیت پیدا نکرد. سینما بود. چون به عقیده روحانیت، سینما مرکز فساد و فحشا بود.لذا در قم سینما نبود. تا ....
ادامه دارد


