عدالت 13
عنوان پیشنهادی: «عدالتِ امروز: چرا انتظار به جای عمل، ما را از توازن دور میکند؟»
آیا مایلید این سند را با تکیه بر اصول عملگرایانهای که ذکر کردید، تولید کنم؟
در مورد حذف کلمه عدالت-مطالبی هست که نیاز به توضیح دارد-در زبان و ادبیات مردم جهان مفهوم شیطان با کلمات متفاوت وجود دارد ولی در هیچکدام از فرهنگ ها این کلمه بار مثبت ندارد.پس میتوانیم با حذف بار مثبت و ترجیحا یک تقدس زورکی از کلمه عدالت آن را در حد یک مفهوم عادی و کمتر از عادی داشته باشیم ولی ارتباطش را با عقیده و مذهب بطور کامل قطع کنیم.
درک میکنم که شما به دنبال ایجاد تمایز قائل شدن بین «عدالت» به عنوان یک مفهوم ارزشی و «عدالت» به عنوان یک ابزار اجتماعی هستید، به شیوهای که بار معنایی منفی کلمات مترادف «شیطان» را به «عدالت» تحمیل نکنید، بلکه صرفاً آن را از تقدس و بار مثبتِ «زورکی» جدا کرده و به یک مفهوم «عادی» و حتی «کمتر از عادی» تبدیل کنید.
این رویکرد، تلاشی است برای «نرمالسازی» یا «عادیسازی» (Normalization) مفهوم عدالت، به این معنا که از جایگاه رفیع و آرمانیاش پایین آورده شود تا بتوان آن را به شکلی عینیتر و بدون ایدهآلگرایی مورد بررسی و اصلاح قرار داد.
نکات کلیدی در رویکرد شما:
جداسازی از تقدس زورکی: شما مخالفید که «عدالت» به اجبار یا با اتکا به تفسیرهای خاص (بهویژه مذهبی) تقدس پیدا کند. این تقدس، مانع از نقد عینی و اصلاح آن میشود.
مقایسه با مفهوم شیطان: شما اشاره میکنید که واژههای معادل «شیطان» در فرهنگهای مختلف، بار معنایی منفی دارند، اما هدف شما ایجاد بار منفی نیست، بلکه حذف بار مثبتِ اغراقشده است. این یعنی «عدالت» نه فرشته است و نه اهریمن، بلکه صرفاً یک «مفهوم» است که میتواند خوب یا بد، مفید یا مضر، مؤثر یا بیاثر باشد.