در زبان روان‌شناسی یالوم یا کامو:

انسان در پی فرار از پوچی، ابزارهایی ساخت که پوچی را تشدید کردند.


۳. از دید الهیات و معنویت مدرن

اگر ابزار رهایی انسان، همان ابزار نابودی اوست، معنایش این است که انسان نمی‌تواند صرفاً با دست‌های خود نجات یابد؛ باید به مرحلهٔ آگاهی از ماهیت ابزار برسد.

در روایت‌های معنوی، ابزارها باید به جای غایت، وسیلهٔ رشد درونی باشند. اگر انسان ابزار را برای رهایی بیرونی به کار گیرد، اسیر مادّیت می‌شود؛ اگر برای تکامل درونی بهره گیرد، نجات می‌یابد.

بنابراین، تفاوت در نحوهٔ استفاده، نه در ذات ابزار است.


۴. نتیجهٔ فلسفی مستقل

جنبه

چگونگی تبدیل ابزار رهایی به ابزار نابودی

فنی

ابزارها ساختار زیست انسان را کنترل می‌کنند

روانی

وابستگی روانی به ابزار، آزادی ذهنی را می‌کُشد

اخلاقی

ابزارها وقتی غایت شوند، ارزش‌ها را واپس می‌رانند

معنوی

رهایی بیرونی بدون رشد درونی، نابودی تدریجی روح است


۵. خلاصهٔ نهایی

انسان همیشه میان دو قطب در نوسان است:

خلق ابزار برای رهایی

اسارت در ابزار برای ادامهٔ زندگی

تا زمانی که آگاهی انسان از کارکرد و جهت ابزار بیشتر از کارکرد خود ابزار نباشد، فرایند رهایی همیشه به ضد خود تبدیل می‌شود.

به بیان دیگر:

انسان با ابزار خویش از زمین برمی‌خیزد،

ولی اگر خودش را در ابزار فراموش کند، همان ابزار خاکسترش می‌کند.

هر ارتباطی که، بر اثر انگیزه ائی باشد-با تغییر انگیزه، عوض می شود

این عبارت، هر ارتباطی که بر اثر انگیزه‌ای باشد ـ با تغییر انگیزه، عوض می‌شود، یکی از پایه‌ای‌ترین گزاره‌های فلسفی و روان‌شناختی درباره‌ی ناپایداری رابطه‌های انسانی و ساختارهای اجتماعی وابسته به نیاز است.

بیایید آن را از چند منظر کاملاً مستقل و تحلیلی بررسی کنیم: