اعترافات 5
ادامه مطلب
چیزی شبیه آنتن های آلومینیومی تلویزیونهای امروزی.یک
میله آهنی و یا چوبی در حد چهار متر را در نظر بگیرید .
در بالا و پائین این میله دو تکه چوب نصب شده بود که
مثل تی انگلیسی دو طرفه شده بود.از سر چوبهای تی دو
سیم بالا و پائین تی ها را بهم وصل می کرد و با تنظیم جهت
این آنتن رادیو را می گرفتند .من اولین مرتبه صدای رادیو
را از خانه خاله ام و به همین شکل که عرض کردم شنیدم.
حالا بعد از شرح مسائل فنی لطفا به این موضوع توجه
خاص بفرمائید.چون به فتوای بعضی مراجع شنیدن صدای
رادیو حرام شده بود خاله ام هر روز آنتن را که در یک پیت
حلبی جاساز شده بود روی پشت بام می خواباند و شب
دو باره آن را سراپا میکرد تا مورد انتقاد و احتمالا حمله
همسایه ها قرار نگیرد چون رسم و روش قمی ها در
انتقاد و ایراد گیری درنوع خود خاص و یگانه بود.در زمان
ما در مورد تذکر حجاب بعضی از امران و ناهیان چگونه
بر خورد میکنند در آن روزگارکمی سفت تر و خشن تر
و همراه با انواع توهین ها و تهمت ها و افتراها انجام
می شد .یعنی اگر کسی در مورد مسائل عقیدتی
پایش می لنگید تا حد زناکار و فاحشه و...برایش حرف
در می اوردند و اثرات این حملات مقطعی و گذرا نبود
تا حدی که افرادی که به این وسیله ترور شخصیت
می شدند نمی توانستنددختر مناسبی برای پسران
خودانتخاب کنندودخترانشان هم درخانه می ماندند.
یک سخنران و واعظ نامی در قم بود که یکی از دو
سخنران مطرح در سطح کشور بودند و البته کمی بعد
هم آقای فلسفی درتهران به این دو نفر ملحق شد.
نام یکی از ایشان حاج انصاری بود—خطیبی همه چیز
تمام با نفوذ کلام سحر آمیز و مجالس سخنرانی او در
مسجد امام حسن قم همیشه سرشار از شنوندگان ....
ادامه دارد