اعترافات 10
ادامه مطلب
. در قم هیچ زنی، چه محلی و یا مسافر .پیر و یا جوان—شهری و یا دهاتی و حتی زن دیوانه ایی به نام ---سلطنت--- حق و اجازه نداشتند. که بدون چادر باشند.و البته گاهی هم بواسطه رفتار بعضی ممکن بود. این عکس العمل اجتماعی بروز پیدا کند.حالا فرض می کنیم. که یک خانم مسافر، بدون حجاب ویا با روسری، از ماشین پیاده شده است.اولین مرد و یا جوانی که او را می دید. با صدای بلند فریاد می زد ----علیوک----و کمتر از سی ثانیه، تمام مردمی که صدای علیوک را می شنیدند. به نوبه خود فریاد میزدند. علیوک---این شعار و فریادهای بلند، توجه هر غریبه ایی را جلب کرده و او را می ترساند.همه علیوک می کردند. و بیشترشان هم از اصل مسئله بی اطلاع بودند. ولی صرفا بخاطر اینکه شخصی به دلیل خودش، علیوک کرده بود. همه علیوک می کردند. و آن زن مسافر بعد از چند دقیقه. و یا مدتی بعد از شروع علیوک، تازه متوجه می شد. که هدف علیوک او بوده. و بنده خدا ترسان و لرزان. سوار ماشین شده و با سرعت محل را ترک می کردند.به همین دلیل تعداد افراد و مسافران غیر مذهبی ترجیح می دادند. که در مرکز قم نیایند. و اگر سوغاتی و سوهان می خواستند. از حومه خریداری کرده. و بسرعت هم به سفر خود ادامه می دادند.زیرا اگر بتوانید مجسم کنید که مردان زیادی در همه سنین و در همه شئون با لبخند و عصبانیت و هر حالت دیگر فقط گلو می دراند. و علیوک می کشند. هر انسانی را به وحشت می انداخت.البته علیوک کشیدن. در زمان درگیری افراد محلی با مسافران مرد، هم رایج بود. و مسافر بدبخت ،ناگهان متوجه می شد .که ده ها نفر، فریاد علیوک سر داده اند. و به او نگاه می کنند.خلاصه این شعار علیوک، یک وسیله حمله جمعی به غریبه های ناآگاه شده بود. و عمل چندش آوری هم بود.ود ر سال 57 هم شعار اصلی مردم قم، علیوک کردن نیروهای دولتی بود. و گاهی بیش از نیم ساعت، همه مردم علیوک می کردند.
ادامه دارد