اعترافات 36
ادامه مطلب
یک قسمت کوچک و نادر از سرنوشت این نگون بختان را نشان می داد که بعدا فیلمی شد با شرکت ناصر ملک مطیعی و فروزان.
در سطح محله لاتها و چاقو کش های زیادی حضور داشتند که تماما با جنده ها در ارتباط و البته معمولا دست نشانده خانم رئیس ها هم بودند .مثلا اگر یک مشتری جوان. در یک خانه بلوا به پا می کرد. مامان فورا پیشکار خودش را صدا می کرد. و می گفت تو برو فلانی را خبر کن. و در سریع ترین زمان لاته، با یکی دوتا لات دیگه می امدند. و طرف را سخت گوش مالی می دادند.حالا نوبت شناسائی مامان ها شد—جنده هایی که دارای مدیریت بودند و توانسته بودند. با کلی آدم از قبیل لاتهای محله. و پاسبانها و سایر مقامات شهری کنار بیایند. و البته پول و پله ایی هم داشتند. در میان سالی یک خانه اجاره می کردند.چون خانه های آن جا طوری در بورس بود. که فروخته نمی شد.البته شاید صاحبان خانه ها که احتمالا افراد پولدار سرشناس و یا بازاری بودند.
هر گز آن خانه ها را ندیده بودند. و برایشان مهم نبود. که چه اعمالی در آن خانه ها، انجام می گیرد. آن ها به در آمد اجاره بها، فکر می کردند. و توسط دلال های خود. سر موقع آن را دریافت می کردند—خلاصه خانم مدیر یک خانه را اجاره می کرد. و با چند کس کش، صحبت کرده تا آن ها برایش جنده جور کنند .معمولا کس کش ها، از سایر شهرستان ها جنده، می اوردند. و تحویل مامان می دادند. و او با تنظیم قرار دادهای محکم. و دریافت سفته اجازه می داد. آن ها در آن خانه کار کنند. و کمیسیون، خرج خوراک. و آب و برق و دستمال کاغذی و مشروب خود را پرداخت کنند.البته باندهایی از جوانان در سطح کشور وجود داشتند. که زنان جوان و دختران را فریب می دادند. و زمانی که با ایشان از شهرشان فرار می کردند. آن جوان دختر را به اشخاص این کاره می فروخت. و آن ها هم به اجبار و یا بدلخواه. شب اول دختر را به یک پولدار فروخته و تا مدتی که طراوت دخترانه داشت بصورت جنده تلفنی و خاص کار می کرد. ولی با از دست رفتن طراوت دخترانه، آن اشخاص این بدبخت ها را به شهر نو می فروختند. تا جنده های شهرنو تازه به...
ادامه دارد