ادامه مطلب

من بیشتر تابستان ها را در تهران و خانه خواهر و برادرم بودم و این فرصتی بود برای فیلم دیدن و سینما رفتن.بعد از دیدن چند فیلم ایرانی و بقول معروف در پیت--- دارای سلیقه سینمائی خاص و خوبی شدم و معمولا در طول سال برای دیدن فیلم های مورد علاقه ام که غالبا خارجی بودند پنجشنبه و جمعه به تهران می رفتم و روز جمعه سینما و بعد برگشت به قم—لیست فیلم هائی که دیدم بلند است ولی فیلم های-- آدمک—گاو—آرامش در حضوردیگران---رگبار--محلل –قیصر—طوقی—داش آکل—رضا موتوری و همسفر ---گوزنها –آقای هالو--از فیلم های ایرانی و فیلم های ماجرا جویان—دوازده مرد خبیث—سوار کاران-آسمان خراش جهنمی –گربه روی شیروانی داغ -خوب بد زشت -بوفالو -و... را بیشتر بیاد دارم.در آن زمان سینماهای عادی و زیادی در تهران وجود داشت ولی من بخاطر اطلاعات و سلیقه خودم به سینماهای کاپری—دیاموند واتلانتیک و رادیو سیتی که فیلم های درجه یک نشان می دادند می رفتم—بیاد دارم برای دیدن فیلم ماجراجویان در ایام تعطیلی عید دو روز در صف بودم.این اواخر که سینماها با نمایش همزمان فیلم با سینماهای امریکا جذابیت بیشتری پیدا کرده بودند شغل جدیدی هم بوجود آمده بود و آن بازار سیاه فروش بلیط فیلم های عالی و پر فروش بود.قیمت بلیط سینماهای درجه یک حدود پنج تومان بود یعنی پنجاه ریال .ولی دلال های بلیط گاهی بلیط ها را تا چهل و پنج تومان هم می فروختند.شایع و معروف بود که خود سینما داران و بلیط فروشان تعداد زیادی بلیط را در اختیار دلال ها قرار می دهند .البته در سال های آخر پلیس به موضوع ورود کرد وبا دلالی بلیط مقابله کرد.ولی واقعا نتوانستند جلوی این کار را بگیرند.در سال 49 یک سینما هم در قم افتتاح شد بنام دروازه طلائی یا گلدن گیت که توسط شخصی بنام بشارتی ساخته شده بود بشارتی ها از خانواده های ثروتمند و سرشناس قم بودند و ...

ادامه دارد