عدالت2
اول منشا باور به منجی در سایر ادیان و مذاهب را روشن کن
پرسش بسیار بنیادی و مهمی است، چون اعتقاد به «منجی» ـ یا همان موعودِ آخرالزمانی ـ اختصاص به اسلام و تشیع ندارد؛ بلکه ریشهای انسانشناختی و جهاندینی دارد که تقریباً در تمام تمدنها و مذاهب کهن دیده میشود.
بیایید این عقیده را در چند سنت دینی اصلی مرور کنیم:
1. در آیین زرتشتی
یکی از کهنترین نمونههای اندیشه منجی است.
در این مکتب، جهان نبردی میان دو نیروی خیر (اهورامزدا) و شر (اهریمن) است. زرتشت وعده میدهد که در پایان زمان، سه منجی از نسل او ظهور خواهند کرد، آخرینِ آنها به نام سوشیانت (Saoshyant) جهان را از پلیدی میرهاند و مردگان را زنده میسازد تا داوری نهایی انجام گیرد.
🔹 محور این ایمان، احیاء حقیقت، نابودی دروغ و بازگرداندن نظم اَشَه (راستی کیهانی) است.
2. در ادیان ابراهیمی
الف) یهودیت
یهودیان منتظر آمدن ماشیح (Messiah) هستند، از نسل داوود نبی. او حکومت عدل الهی را برپا کرده، دشمنان اسرائیل را شکست میدهد و قوم خدا را به سرزمین موعود بازمیگرداند.
در طول تاریخ، انتظار ماشیح تبدیل به یک عنصر نجاتبخش قومی شد؛ بهویژه پس از تبعید و رنجهای تاریخی قوم یهود.
ب) مسیحیت
در مسیحیت، باور به منجی به بازگشت دوبارهٔ عیسی مسیح (Second Coming) تعبیر میشود. مسیحیان معتقدند که عیسی پس از مصلوب شدن و رستاخیز، در پایان تاریخ بازمیگردد تا داوری نهایی را انجام دهد و ملکوت خدا را بر زمین برقرار سازد.
در اناجیل، نشانههای ظهور او (فتنهها، جنگها، ظلم و ظهور دجال) با روایات اسلامی شباهت چشمگیری دارد.
ج) اسلام
اسلام این سنت نجاتبخشی را ادامه و بسط میدهد، اما با تفسیر خاص خودش.
در تسنن، مهدی شخصی از نسل پیامبر (ص) است که در آینده متولد میشود.
در تشیع، مهدی همان فرزند زندهٔ امام حسن عسکری (ع) است که اکنون غایب است و در زمان مقرر ظهور میکند.
در هر دو شاخه، هدف یکی است: برپایی عدالت جهانی و بازگرداندن دین اصیل به صحنهٔ حیات بشر.
3. در آیینهای شرقی
الف) هندوئیسم
در باور هندویی، آخرین تجلّی یا دهمین اَواتار «ویشنو» به نام کَلکی (Kalki Avatar) در پایان عصر تاریکی (کالی یوگا) ظهور میکند تا شر را نابود سازد و عصر حقیقت را بازگرداند.
ب) بودیسم
در بودیسم نیز سخن از میتِریه (Maitreya) است — بودای آینده که زمانی خواهد آمد که تعالیم بودا از میان رفتهاند تا دوباره دارما (قانون حقیقت) را احیا کند.