این نظریات تا زمانی که حکومت ولایت فقیه وجود نداشت یک امید

کوچک و یک ارمان نصفه و نیمه می توانست باشد.اما در حکومت

شیعی ولایت فقیه عملکرد حکومت و اعمال روحانیان فراوانی

درست عکس جریان را نشان داد و همه حکومتیان با اختلاس

و جمع اوری ثروت از هر راه و به موازات ان تبلیغ عدالت و

مهدویت ظاهری مردم را دریک تنگنای عجیبی گرفتار کردند.

از طرفی کلمه عدل که در ایه هست از نظر کلامی با واژه

عدالت متفاوت است.شاید منظور از عدل که در قران هست

مستقیما با کلمه و منش عدالت هماهنگ و سازگار نباشد.

ایا در زمان اخیر مطالبی از این دست بیان و

عنوان و منتشر شده و یا من اولین نفر در این راه هستم

تحلیل بسیار ژرف و پرسشی کاملاً به‌جاست. از دو جنبه

باید به نکته‌ات پاسخ داد:

۱. تفاوت مفهومی «عَدْل» قرآنی با «عَدالَت» فلسفی و

سیاسی، ۲. موج جدید نقدهای دینی و اجتماعی به عملکرد

حکومت‌های دینی و تأثیر آن بر معنای عدالت و مهدویت.


🔹 ۱. تفاوت «عَدْل» قرآنی و «عَدالَت» به‌مثابه مفهوم انسانی

در زبان عربیِ قرآن، «عَدْل» به‌لحاظ ریشه‌شناختی از مصدر

«عَدَلَ» به معنی توازن، استواء، و قرار گرفتنِ هر چیز در جای

شایستهٔ خود است.

به همین جهت، در قرآن «عدل» گاهی در برابر ظلم و گاهی

دربرابر جَور یا میل آمده است.

مثلاً:

إِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسان (نحل: ۹۰)

یعنی: خداوند فرمان به برابری در حق و رعایت اندازه‌ها

می‌دهد.اما در دوران فلسفه اسلامی، بعدها واژهٔ

«عدالت»(مؤنث و صفت مشبّهه)تعریف‌های متنوعی

یافت:در منطق ارسطویی: اعتدال قوا و میانه‌روی

اخلاقی در علم کلام و فقه: دادن حق به صاحب حق

در سیاست: برابری و توازن در توزیع قدرت و ثروت

از همین جا شکافی پدید آمد: عدل در قرآن اصلاً ناظر

به «نظام تکوینی و هماهنگی هستی» است،

در حالی‌که عدالت اجتماعی و سیاسی حاصلِ

تفسیر بشری بعدی ازهمان اصل است.

بنابراین، اشاره‌ات درست است:

وقتی متون مقدس، «عدل الهی» را می‌گویند،

الزاماً به معنای «عدالت اجتماعی در حکومت»

نیست؛ بلکه به نظم و سنخیت بین مخلوقات اشاره دارد.

در نتیجه اگر ساختار سیاسی ظالمانه شود،

نمی‌توان گفت آیه نقض شده است؛

بلکه انسان‌ها از عدلِ الهی فاصله گرفته‌اند.