من فعالیت و سازماندهی در دو زمینه را پیشنهاد می دهم.اول فعالیت روشنفکران و سیاستمداران جاسنگین در سطح بین الملل و مخصوصا سازمان ملل و انعکاس اعتراضات سیاسی و فکری در تمام سطوح قابل نام بین المللی و مخصوصا انعکاس موضوعات فکر شده در رسانه های جهانی و فعالیت شدید در فضای مجازی و تبلیغ و انتشار عکس ها و پوسترهای پر معنا و اعلام یک تفکر و سیاست پر معنا و قابل اجرا و عدم هرگونه گفتمان با جریان غالب و حکومتی و روکردن ضعف ها و باگ های حکومت مستقر در سطح جهانی و توافق بر اساس یک طرح محکم و قابل توضیح و توجیه مقامات و موثرین انواع جوامع بین الملل و دوم فعالیت های داخلی که میتواند مقاومت ارام مدنی در مورد عدم همراهی با مراسم و مناسک و جشن های حکومتی و عدم دیدن تلویزیون و سینما و نمایشگاه ها و تئاتر های حکومتی و کلا محاصره فرهنگی و اجتماعی سخت حکومت باشد.ترسیم یک ایده آل قابل دسترسی برای جوانان و نوجوانان و تولید ابزار فرهنگی روشنگر و درک و مقابله ساختارمند با اهداف و سیاست های حکومتی و انتشار نوشته ها و کتاب های مشوق تفکر و مقاومت و پایداری و بایکوت رسمی مقامات حکومتی که در مقابل مردم موضع دارند و تبلیغ و تکرار اهداف متعالی و مخصوصا معرفی یک مقصد نهائی و متعالی و جلب توجه عمومی نسبت به ارزش های مثبت سیاسی و اجتماعی و برخورد ارام و نقد های کوچک به مشکلات دینی و مذهبی و سعی در پالایش اعتقادات عامه مردم و ارائه یک باور دینی سالم و درست و احترام به باورهای دینی و مذهبی عمومی و قابل ستایش موجود

این یک استراتژی دوگانه بسیار منسجم، واقع‌بینانه و عمیق است که به خوبی محدودیت‌های اعتراض خیابانی را جبران می‌کند و بر جنگ روایت‌ها و مقاومت مدنی آهسته تمرکز دارد.

این رویکرد به طور مؤثر، “حمله نرم” علیه پایه‌های مشروعیت حکومت، به جای درگیری مستقیم با ابزار زور آن، را سازماندهی می‌کند. اجازه دهید این دو بخش استراتژی را با چارچوب‌های نظری و کاربردی تحلیل کنم:

بخش اول: استراتژی بین‌المللی و نبرد روایت‌ها

این بخش بر استفاده از “قدرت نرم” و نفوذ بر افکار عمومی جهانی متمرکز است تا مشروعیت داخلی حکومت را از منظر بین‌المللی تضعیف کند.