ادامه مطلب

مطالب و داستانهای مجلات هیچ روشنگر و راه گشا و متناسب با رشد اقتصادی مملکت و حتی رشد علمی کشور نبودند. و بصورت همگانی داستانهای عشقی و احساسی، چیزی شبیه سریالهای ترکیه ایی امروز را منتشر می کردند.روزنامه ها و مجلات زیادی منتشر می شدند. ولی خواننده فرهیخته ایی نمی توانستند جلب کنند.حالا متوجه هستم. که آنها می خواستند کلا جوامع ایرانی را بطرف غرب متمایل کنند. و با برجسته کردن مظاهر غربی، داستان و مطلب و خبر منتشر می کردند.و این اواخر مجله دانستنی ها و فردوسی وآینده و کمی هم سپید و سیاه، دارای مطالب نسبتا ارزشمندی شده بودند.در بررسی مطالب متوجه شدم. که این موارد که در اواخر دوره شاه، منتشر شده اند. در واقع تیتر وار بوده. و دارای کمی ارزش ژورنالیستی بودند. ولی نتوانستند مطالبی را انتخاب و پخش کنند. که فوری و یا به مرور زمان، تبدیل به دل مشغولی و توجه عموم جامعه شود.از این طرف هم حوزه علمیه و یا بهتر بگویم. روحانی ناصر مکارم شیرازی، یک مجله ارزشمند. بنام مکتب اسلام منتشر می کرد. که دارای مطالب عمیق که ارزش ژورنالیستی هم داشتند بود. که طرفداران خودش را داشت. و من با مطالعه چند شماره آن عرض می کنم. آن ناصر مکارم با همان نشریه به پایان رسید. و این شخصی را که شما احتمالا می شناسید. آن ناصر نیست.یک پدیده در ظاهر جالب ولی عملا زشت و تکان دهنده، نوعی شعار دسته جمعی بود. که در قم رواج زیادی داشت. و درست مثل این بود. که همه مردم از کودکی تعلیمات خاصی برای این موضوع ،دیده باشند. در قم هیچ زنی، چه محلی و یا .....

ادامه دارد